آتیش بازی
دوستتون دارم رفتی اما چه بگوییم هیهات گفتم : تو شـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟ گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟ گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟ گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟ گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟ تابستون چطور بود؟ خب حالا دیگه خوب شدم دوباره.. .دانشگاه...رفقا حراست... خدایا این ترم رو هم ختم بخیر کن من ، يه غريبه ، توي شهر بي وفايي تو ، خود فرياد ، توي اوج بي صدايي **** من ، تك و تنها ، توي اين زمونه ي پوچ تو ، خود مقصد ، بهترين جا واسه ي كوچ **** من ، يه درختم ، خشك و بي برگ توي بيشه تو ، گل سرخي ، شاد و خندون تا هميشه **** من ، يه جزيره ، كه جدا از همه خاكه تو ، مثل دريا ، كه وسيع و صاف و پاكه **** من ، پر ظلمت ، پر وحشت و سياهي تو ، خود نوري ، مثل خورشيد مثل ماهي **** من ، خالي از خويش ، گمشده تو بينهايت تو ، مثل كوهي ، پر غروروبا صلابت **** من ، يه پرنده ، سرنوشتم يه قفس بود تو ، يه قناري ، آرزوت يه هم نفس بود **** من ، پر گريه ، پر التماس و خواهش تو ، ميكشيدي ، بر سرم دست نوازش **** من ، مثل فرهاد ، جان به راه عشق داده تو ، تا ته عمر ، دل به غير من نداده یه پسره با حالت پرشی می خواست بره اون ور خیابون یکدفعه یه pk باسرعت بهش زد که پسره پرت شد هوا منو و بروبچ رفتیم پیشش... باورتون نمیشه فقط بازوش زخم شده بود ولی شیشه ماشین رفته بود تو!!! داستان جالبی بود معجزه شد ! من گذشتم زخود وبی خود وتنها گشتم درسراپرده ی شب محو تماشا گشتم آدم ساده دلی بودم و حالم خوش بود ناگهان دیدمت و عاشق لیلا گشتم آتش عشق تو در خرمن جانم افتاد همچو شمع سوختم وهمدم گرما گشتم بعدازآن مثل اسیری شده ام درقفست از غم دوری تو یکه و تنها گشتم روزها درنظرم بود سیاه و تاریک مهربان چشم تورا دیدم وبینا گشتم باده ی عشق تو را از دو لبت نوشیدم بین حوران جهان مست توزیبا گشتم دین ودل باختم و گوشه نشین تو شدم بهر دیدار رخت غرق تمنا گشتم تو نسیبه دل من گشتی ومن عاشق تو تو شد ی ماه منو من شه دنیا گشتم *** نمي دونم چه طور ميشه زندگي بي تو واسه من راضي نشو به مردنم نشكن نرو اي گل من خودت ميدوني اون نگات آتيش به جونم ميزنه از من نگير نگاهتوبگذار كه قلبم بزنه هر چي بخواي همون ميشم فقط نگو مي خواي بري بكش منو تا نبينم كه منو تنها مي گذاري بدون تو دنياي من پر از سياهي و غمه چه جور بگم كه رفتنت شروع اشك و ماتمه اگه بري روز هاي من هيچ فرقي با شب ندارن ابر هاي آسمون مي خوان از غم دوريت ببارن سهم من از اين روزگارتنها تو هستي و چشات تمام آرزوم فقط ديدن خنده رو لبات تمام غمهات واسه من هرچي خوشي براي تو زجرم نده با گريه هات الهي من فداي تو یعد از مدتها بازم اومدم رفع ابهام كه دختراي پست قبل كي اند... عکس زیر عکس مایلی و اشلی هست مایلی :مو قهوه اي بازیگر و خواننده ۱۶ ساله خوکشل هاليوودي اشلي:موي طلايي خوكشل مكشل هاليوودي اما دختراي هيچ كشوري به پاي دختراي ايراني نمي رسند دوستتون دارم

پسرها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي![]()
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن از قيافه خودشون بدشون مي ياد![]()
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از این بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم![]()
................افی

تو ندانی که من آنروز غروب
زیر آن دره آرام و عبوس
به چه حالی بودم !
بی تو با حسرت و حرمان و سرشت
خلوتی داشتم آنجا که مپرس
کاش می دانستی
بی تو بر من چه گذشت...

سلام خوبید؟
من که خیلی سرم شلوغ بود
سرما خوردگی ناجوری داشتم ۳ عدد پنسیلین با کلی دارو
روزی یه جعبه دستمال کاغذی مصرف می کردم
و...
شیطنت!
...
...استادا...
![]()
![]()
دلم تنگ شده بود ۰
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| :قالبساز: :بهاربیست: |



